
مهاجرانی: دولت چهاردهم از حضور مؤثر بخش خصوصی در مسیر رشد اقتصادی حمایت میکند
۱۱/۰۸/۱۴۰۴
جهاد دانشگاهی دانش فنی تولید جنین دام را به روسیه فروخت/ درآمد ۵۰۰ هزار دلاری از صادرات فناوری اصلاح نژاد
۱۱/۰۸/۱۴۰۴تلگرام و مسئله دولت و مردم

احسان کیانخواه دبیر سابق شورای اجرایی فناوری اطلاعات در یادداشتی نوشت: دولت در تلاش است تلگرام را بازگشایی کند و با این اقدام ضمن عمل به وعدههای انتخاباتی، دسترسی مردم به سکوهای خارجی را تسهیل نماید. گفته شده دولت مذاکرات را شروع کرده تا در صورت توافق و پذیرش شروط، بازگشایی صورت پذیرد.
احسان کیانخواه پژوهشگر فلسفه، قدرت و حکمرانی فضای سایبر در مطلبی نوشت: بر اساس مصوبه ۳۲ بندی شورایعالی فضای مجازی در سال ۱۴۰۳ که منجر به بازگشایی پیامرسان WhatsApp شد، قرار بر این بوده که حمایت منسجمی از سکوهای اجتماعی داخلی صورت بگیرد و سیاست تسهیم درآمد محتوا که مصوبه پیش شورا بود، اجرا شود. از طرفی باتوجهبه فضای پرتلاطم شبکههای اجتماعی خارجی، مکانیزمی برای مقابله با اخبار جعلی و ایجاد زیستبوم پایدار برای تولید محتوا شکل بگیرد تا فضای روانی و شناختی جامعه بر اساس شایعات و دروغپردازیها دچار اعوجاج نبود. بر اساس این مصوبه و مصوبات قبلی شورا، باید سکوهای خارجی الزامات و حقوقی سرزمینی (Territorial Rights) کشور را بپذیرند.
دولت نشان داده علاقهٔ زیادی به مانور بازگشایی شبکههای اجتماعی خارجی دارد. در مهرماه ۱۴۰۳ تنها پس از چند ماه از استقرار دولت، دولت به وعده بازگشایی WhatsApp جامعه عمل پوشاند. بازگشایی که تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره مردم نداشت و در پایشهای میدانی جزء پایینترین درخواستها و اولویتهای مردم بود. این دغدغه دولت دو منشأ دارد اول همراهی خواص و دوم مُسکِّن برای عوام؛ تا دولت به بی عملی متهم نشود.
از طرفی برخی در این تصور هستند که دسترسی به پیامرسانها و شبکههای اجتماعی و رسانهای متعلق به جریان غالب جهانی، به معنای بهروز بودن و دستیابی به آخرین فناوریهای روز است و هر ممانعتی به معنای نگهداشتن مردم در عصر حجر است.
نگارنده در تبیین این دو نگاه دولت و ملت که هر دو سرمایه اصلی و کلیدی کشور هستند، چند سؤال مطرح میکند اول مردم بهعنوان اصلیترین سرمایه کشور که در جنگ دوازدهروزه انسجام وصفنشدنی نشان دادند و با بصیرت وارد صحنه دفاع مقدس شدند در مورد حکمرانی فضای مجازی و توسعه پلتفرمی و اهمیت هوش مصنوعی اقناع شدهاند، دوم آیا مصوبه سال ۱۴۰۳ و مصوبات پیشتر از آن در مورد شرایط استقرار سکوهای خارجی محقق شده است و سوم تجربه مذاکره و توسعه همهجانبه تلگرام در اواسط دههٔ پیشین مورداستفاده قرار گرفته است؟
قبل از پاسخگویی به این سؤالات باید از اهمیت شبکههای اجتماعی سایبری گفت. شبکههای اجتماعی به دنبال برقرار ارتباطات روزمره مردم و تسریع و تسهیل تعاملات است. مردم بهوضوح اهمیت و قابلیت شبکههای اجتماعی را درک کردهاند و از وجوه مختلف بخش جداییناپذیر زندگی مردم شده است. وقتی زیرساخت شبکه اجتماعی که به نوبهٔ خود جزء فناوریای برتر و لبه دانش است، اکوسیستم تعاملات اجتماعی را مهیا میکند، مانند شتابدهندهای است که فناوریهای متنوع را توسعه میدهد، مانند بازار است که کسبه درون آن به تعامل میپردازند، مانند دانشگاه است که مراودات علمی را تسهیل میکند، مانند فرهنگ است که فضای آن تنفس میشود و مانند تصویر است که شوق و نفرت به آینده را نشان میدهد.
حجم بالای دادههای تولید شده از تعاملات روزانه قدرت تغییر و ساخت فرهنگی را به صاحبان پلتفرمهای اجتماعی میدهد، مخصوصاً وقتی پیامرسان اصلی یک ملت تحولآفرین و اجتماعی باشد.
این حجم داده، کلانداده (big data) واقعی است (تنوع دادههای از متن تا صوت و فیلم) و که نیاز اصلی توسعه هوش مصنوعی را فراهم میکند (مسئله هوش مصنوعی چالش جدی آینده است که متأسفانه در پیچوخم مناسبات سیاسی به محاق رفته و بحث مستوفایی را طلب میکند). واگذاری این ثروت ملی آنهم بهرایگان خاطره تلخ تاراج نفت را در سده گذشته یادآور میشود که همچنان وابستگی در فناوریهای پاییندست و بالادست آن وجود دارد تازه نفت موضوعی به ذات اجتماعی و اجتماع ساز نیست (نگاهی شود به «فضایِ مجازیِ یتیم» منتشر شده در ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۰ خبرگزاری فارس- https://farsnews.ir/FarsNews/1647761657000685338 ).
فضایِ مجازیِ یتیم
فضای مجازی در کشور بدون متولی است و بخشهای دولتی و خصوصی براساس قدرت مالی و اجرایی که دارند، آنرا به سمت خود میکشند و پیشرفت سایبری را از ریل خود خارج میکنند. قابلیتهای سایبری که میتوانست به مزیت متمایز کشور بدل شود، معضلات متعددی را بر کشور عارض کرده است که به سادگی نمیتوان آنرا به مسیر صحیح بازگرداند.
* در اواسط دهه ۹۰ و حوالی سالهای ۹۲ و ۹۳ با گسترش پیامرسان وایبر این موضوع در کشور مطرح شد که وایبر متعلق به کیست که این خدمات رایگان ارتباطی را میدهد. شائبهٔ اسرائیلی بودن آن بهصورت پر رنگ در جامعه استفادهکنندگان آن پخش شد و به ناگاه شبکه اجتماعی گمنامی به نام #تلگرام با این گفتمان که امن است و حتی مبلغینی در مجموعههای امنیتی داشت، توسعه پیدا کرد. بعدها مشخص شد که مذاکرهکنندهٔ سایبری که بعدها وزیر ارتباطات شد با گفتگو با مالک تلگرام ضمن دادن امکانات ذخیرهٔ رمز شدهٔ دادهها (بخوانید ثروت ملی را دودستی به تلگرام دادیم تازه خودمان هم هزینه نگهداری بدون بهرهبرداری را تقبل کردیم) امکان محدودسازی و مسدودسازی موضوعات و کانالهای مخالف با عرف ملی و فرهنگی را از او گرفت. دروف در ابتدا از خود همراهی نشان داد اما بهمرورزمان بانفوذ و قدرتگرفتن تلگرام، به منافع شرکتی خود بهجای منافع ملت ایران متوجه شد و تلاشهای توییتری وزیر محترم وقت هم در محدودسازی کانالهای تروریستی که با حمله داعش به مجلس سطح نفوذ آن مشخص شد، نتیجه نداد. این اختلال در سیاستگذاری از اعتماد به غرب نشئتگرفته بود.
همان زمانها پیامرسانهای داخلی همانند بیسفون در حال شکلدادن به اکوسیستم خود بودند و مفهوم کانال را وارد عرصه پیامرسانها کردند اما بهجای حمایت از تولید داخل و توسعهٔ لبهٔ فناوری و حتی نبود دیدگاههای امنیتی که خاستگاه مذاکرهکنندگان بود، خسارتهای جبرانناپذیری بر اکوسیستم فناوری، پردازشی، دادهای و هویتی کشور وارد شد.
* جنگ دوازدهروزهٔ تحمیلی به ملت ایران، دارای پیوست پررنگتر از اصلِ سایبری بود (البته شاید برای ما هم). دشمن با سیستمهای هیبریدی خود به دنبال ضربه حداکثری بود. با پردازش تصویر ماهوارهای و پهپادی، شنود گسترده مخابراتی، رصد تعاملات در شبکهٔ اجتماعی WhatsApp و تلگرام موقعیتها را تدقیق میکرد و ضربه میزد و تلاش داشت از طریق شبکههای اجتماعی خارجی با ایجاد رعب و ترس انسجام ملی را از بین ببرد و برای معاندان طمع تغییر نظام ایجاد کند، موضوعی که بخشی از آن ناشی از سیاستگذاریهای غلط سایبری و منافع و مطامع سیاسی بود.
یکی از دلایل انسجام ملی در جنگ دوازدهروزه توفیق اجباری قطع شبکههای اجتماعی خارجی و اطمینان و آرامشی بود که بستر شبکههای اجتماعی داخلی برای ذائقههای مختلف تولید میکردند و واقعیتها را نه از نظرگاه ترس و رعب که با امید، پیروزی و شناخت ضعفها، روایت میکردند.
تجربه جنگ و اتفاقات سالهای ۹۷ و ۱۴۰۱ لزوم توجه به توسعه بومی سایبری کشور مخصوصاً فناوریهایی که بافرهنگ، انسجام اجتماعی و امنیت اقتصادی مرتبط است پیش از پیش آشکار کرده است. این بیان به معنای تک نگاهی و تک نظری در فضای جامعه نیست اما قاعدهمند شدن تعاملات اجتماعی که منشأ فرهنگ و اقتصاد و امنیت کشور است، ضروری است. توسعه نظامات تنظیمگری و زیرساخت ارتباطی و پردازشی ضرورت این تحول است.
* شبکههای اجتماعی مخصوصاً در اروپا و آمریکا قاعدهمند مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، احراز هویت کاربران برای اطمینان از مجاز بودن دسترسی به سرویسها یا قاعدهگذاری برای سلبریتیها و اینفلوئنسر و اهمیت نگهداشت داده در سرزمین تولیدکنندگان داده و متناسب بودن الگوریتمها با عرف جامعه که در محاکمه تیکتاک بهوضوح دیده شد، واقعیتهای توسعهٔ شبکههای اجتماعی است.
رسمیت بخشیدن به پلتفرمهای خارجی تا زمانی که قاعدهمند وارد کشور نشوند و ضوابط تنظیم سایبری کشور را نپذیرند به معنای واگذاری عرصه فرهنگ و تربیت نسل آینده به جهان فرهنگی متضاد و متفاوت بافرهنگ اصیل ملتی تمدنساز است.
اینکه مراودههای عمومی جامعه و دریافت خدمات دولتی و عمومی در شبکههای اجتماعی داخلی سروسامان بگیرد و تسهیل شود درعینحال کیفیت ارتباطات و زیرساخت پردازشی افزایش یابد، اولویت اصلی دولت باید باشد که برنامه هفتم پیشرفت هم به دنبال تحقق همین فضای مطلوب ارتباطی است.
برای بخشی از مردم که دارای مراوداتی هستند که از شبکههای اجتماعی خارجی فراهم میشود نیز باید سازوکارهایی فراهم شوند، اما باید مطالبهٔ عمومی مردم را به سمت بهرهبرداری از شبکههای اجتماعی داخلی که دسترنج جوانان نخبه کشور است، سوق داد.
کشور با داشتن سکوها و زیرساختهایی قابلرقابت با نمونههای خارجی قابلیت توسعه در جغرافیای تمدنی ایران را دارد و میتواند مخاطبان منطقهای و حتی جهانی داشته باشد. فقط دولت باید با دادن اعتمادبهنفس به این جوانان موانع را از پیش پای توسعهدهندگان محصولات داخلی بردارد و خود نیز ناخواسته تسهیلگر حضور بیضابطه پلتفرمهای خارجی و خروج نخبگان کشور نشود.
انگاره و فعل (action & inaction) دولتها بهویژه در حوزهٔ فرهنگ، در بطن جامعه و در ذهنیت مردم بهمثابه صواب رسوخ میکند و حساسیت جامعه را نسبت به عوارض و آسیبهای آن فعل و انگاره کاهش میدهد. حفظ توامانی سرمایه دولت و سرمایه مردم ضرورت حکمرانی است.



